فتح قله های مدیریت - فصل اول اجتماعی

انسان به عنوان موجودی که از یک سو نیازمند جامعه است و از سوی دیگر بخشی از نیازهای اجتماعی یا اختصاصی دیگران را برآورده می سازد مکلف به صدور رفتارهایی است که هم مقبولیت عام داشته باشند و هم موجب تقویت مقبولیت وی در اجتماع شود.به تجربه ثابت شده که وجهه ی اشخاص با یک رفتار یا گفتار نامناسب پایین می آید ولی برای بالابردن آن به ماهها و یا سال های متمادی نیازمند است زیرا این دیگرانند که در مورد ما قضاوت می کنند و جوانب خارجی ما راارزیابی می کنند و به آن رای می دهند و آنها هیچگاه به نیت و قصد باطنی ما توجهی نمی کنند چون به آن دسترسی ندارند پس من از نظر دیگران همان چیزی هستم که از خود "در ظاهر یا کلام "نشان داده ام نه آن چیزی که از درون بدان می اندیشم.برخی از این موارد عبارتند از :

1.لبخند

"لطفا با لبخند وارد شوید"این جمله ای است که بارها آن را جلوی درب ورودی یک مکان دیده اید.وجود این جمله نشان دهنده ی دو چیز می تواند باشد.،یکی نیاز به لبخند از ناحیه ی مراجعه کننده و دوم اینکه "علی الظاهر"لبخند در رفتار اجتماعی ما به عنوان یک اصل مورد قبول قرار گرفته و لذا لبخند زدن را بایستی به یکدیگر تذکر بدهیم.لبخند زدن ،هم باعث ایجاد انرژی در آن شخص می شود و هم به مخاطبش این انرژی را منتقل می کند.هنگامی که عکاس می گوید "لبخند"و سپس عکس می گیرد ،در واقع می خواهد یک لحظه شاد و پر انرژی را ثبت کند.از چهره ی کسی که همواره لبخند بر لب دارد نمی توان به جز شادی و با انرژی بودن برداشت دیگری نمود و لذا در عرف اشخاصی که از جایگاه های سیاسی برخوردارند"وعلی الخصوص در دیدار با اشخاص خارجی"رعایت این نکته از ضروریات است زیرا آنها در معرض قضاوت خبرنگاران و رسانه ها هستند.لبخند رفتاری ست که در لحظه سلام و احوالپرسی هم اتفاق می افتد و در واقع یک رفتار نیکو و پسندیده است که می تواند به عنوان یکی از عوامل بزرگ منشی هم به حساب آید.یک مقام مسئول برای اینکه خود را گشاده رو و با حوصله نشان دهد نیازمند این است که همواره لبخند بر لب داشته باشد البته باید توجه داشت که لبخند واقعی با لبخند تصنعی کاملا متفاوت است.لبخند بر لب داشتن باید با تمرین و تکرار و "حتی الامکان"در تمام مدت دیدار با دیگران صورت پذیرد.چهره ی شما با همان لبخندی که خداوند به شما هدیه کرده زیباتر می شود.مراقب باشید که تظاهر به لبخند واقعی تفاوت دارد و از سوی دیگران قابل تشخیص است.

2.خوش رویی

خوش رویی یعنی با حال و روی خوش با دیگران برخورد کردن.خوش رویی می تواند با لبخند زدن هم توام باشد ولی لبخند به تنهایی فاکتور خوش رویی را کامل نمی کند زیرا لبخند فقط تغییر حالت لب و چشم هاست ولی خوش رویی هم در چهره و هم در کلام ظهور می کند.

در خوش رویی هیچ گاه ابروها در هم کشیده نیستند.از چشم ها برق شادی - ونه تنفر یا حسادت یا غم -بیرون می زند.کلمات و جملاتی که به کار می برد مودبانه هستند.

در حالت خوش رویی ،فضای صحبت فضایی به دور از تنش و تنفر و جدال است.آدم مثبت اندیش خود به خود خوش رو هم می شود و لذا یک مقام مسئول و علی الخصوص یک نماینده باید با روی خوش با موکلین خود صحبت کند.البته خوش رو بودن الزاما به معنای این نیست که هر خواسته ی نامشروع وبه ناحق مراجعه کننده را اجابت کند زیرا خوش رویی صرفا یک رفتار صحیح اجتماعی است و به هیچ وجه هیچگونه ارتباطی به نتیجه بحث و جلسه ندارد.

3.توجه به مخاطب

"مستمع صاحب سخن را بر سر حرف آورد"این جمله ی شعری را بارها شنیده اید.هنگامی که کسی با شما صحبت می کند،نحوه ی نگاه کردن شما به آن شخص ،حرکات چهره ی شما ،تایید کردن یا نکردن صحبت های او با حرکات ملایمی که با سر از خود نشان می دهید،فرصت مناسبی که به او می دهید که او گفته هایش را کامل کند،نحوه ی ایستادن یا نشستن شما ،حرکاتی که با دست از خود نشان می دهید و یا سایر موارد،نشان دهنده ی میزان علاقه ی شما به آن شخص یا آن موضوع است.انسان اساسا نیازمند این است که وقتی به کسی مراجعه می کند وموضوع یا خواسته ای را مطرح می کند ،مخاطب به او توجه کند ولو اینکه توان برآورده کردن خواسته ی وی را نداشته باشد.

4.صداقت در نگاه

یکی از قدرت هایی که خداوند تبارک و تعالی به انسان ارزانی داشته ،قدرت نگاه کردن است.چشم های انسان صرفنظر از شکل فیزیکی آن،قدرت تکلم دارند و ما می توانیم از چشم های دیگران و نحوه ی نگاه کردن آنها بخشی "یا تمام"خواسته هایشان را درک کنیم.همچنین به طور معمولی بین چشم و زبان یک همکاری دو جانبه وجود دارد.بدین معنا که اگر زبان چیزی را بگوید که چشم موید آن نباشد،ضمیر مخاطب،فرض را بر دروغ بودن آن کلام می گذارد و انسان اساسا پذیرای دروغ نیست هرچند که خودش در زمره ی آدم های دروغگو باشد.زمانی که موضوعی را با کسی در میان می گذاریم اگر صداقت را در نگاه او نبینیم از ادامه ی صحبت منصرف شده و نسبت به آن چه گفته ایم هم نادم و پشیمان می شویم.اگر در نگاه یک مقام مسئول ،صداقت نباشد نمی اواند اعتماد دیگران را جلب کند و او هرگز به قلل مرتفع تر دست نخواهد یافت.

همان گونه که ما انتظار داریم هنگامی که با کسی "یا جمعی "صحبت می کنیم به ما توجه کنند،این انتظار هم در دیگران نسبت به ما وجود دارد.وقتی که نماینده یا وکیل یک عده ای می شویم باید به تمام افراد آن مجموعه احترام بگذاریم و به صحبت ها یا خواسته هایشان با جان و دل گوش دهیم و توجه کنیم.یکی از علائم توجه این است که به او نگاه کنیم و در فرصتی که برای او قائل شده ایم و به او بی توجهی نکنیم.به طور مثال نگاه کردن به اطراف -به پیامکی که در موبایل است-به ساعت - نیم خیز شدن برای خداحافظی با وی -پذیرفتن و صحبت کردن با دیگران هنگامی که او در حال تکلم است و البته بسیاری موارد دیگر ،از نشانه های بی توجهی است.

5.صداقت در کلام

مکمل نگاه ،کلام است.کلمات هر یک، بارمعنایی خاص خودشان را دارند.ضرب المثل بفرما،بشین ،بتمرگ را به یاد آورید.نگاه کردن و دیدن یا شنیدن و گوش دادن آن یک معنا دارند؟کلمات بخشی از کلام است وکلام اعم از کلمه+تن صدا+نحوه ی ادای کلمه یا جمله است.آدم هایی که در کلامشان صداقت موج می زند هیچ گاه نیازمند این نیستند که برای ایجاد باور در مخاطب به قسم خوردن روی آورند و بالعکس کسانی که زیاد قسم می خورند باید به صداقتشان شک کرد.یک مقام مسئول اگر صداقت کلام را از دست بدهد به موجودی تبدیل خواهد شد که همه را به جان هم می اندازد تا گلیم خود را از آب بیرون بکشد.صداقت با سلامت نفس و سلامت فکر عجین است و در نتیجه ،کسی را که صداقت در کلام ندارد می توان به عدم سلامت نفس و سلامت فکر و اندیشه های او پی برد و این چنین شخصی لایق هیچ پست و مقامی نیست چه رسد به نمایندگی مردم!

6.فصاحت کلام

در بعضی از گویش ها یا لهجه های ایران حروف به درستی و به طور کامل ادا نمی شود ویا سرعت ادای کلمات آنچنان بالا است که هر مخاطبی نمی تواند درک مطلب کند.برای مثال در لهجه ی گیلکی که نرم و اندکی تو دماغی ادا می شود ،درک سخن از سوی کسی که از آن خطه نباشد مواجه با سختی است.فصاحت کلام نیازمند تمرین و تکرار است زیرا به هر حال زبان رسمی کشور ایران ،فارسی است پس به ناچار همه باید فارسی را به خوبی یاد بگیرند وصرفنظر از زبان مادری ،بتوانند به طور واضح و بلیغ صحبت کنند و به دامنه ی ارتباطاتشان بیفزایند و در غیر اینصورت ارتباطات تاپ آنان صرفا با همان هایی خواهد بود که به آن لهجه یا گویش می توانند سخن بگویند.

7.وقت گذاشتن برای ارباب رجوع

مدیر کار آزموده کسی است که برای وقت خود و دیگران احترام قائل شود .هنگامی که وقتمان را به دیگران اختصاص می دهیم باید زمان بندی به گونه ای باشد که اولا بتوانیم پاسخگوی دیگر مراجعه کنندگان باشیم و ثانیا به سایر برنامه های کاری هم به موقع برسیم.البته مسئولیت بخشی از این زمان بندی به عهده ی مسئول دفتر است لیکن فراموش نکنیم که اطله کلام و پرداختن به موضوعات فرعی می تواند زمان بندی ایجاد شده توسط مسئول دفتر را هم مختل نماید.مسئول دفتر شما نقش بسیار مهمی در آینده ی کاری شما دارد به گونه ای که او می تواند با حفظ شان شما ،باعث ارتقا مسئولیت های شما شود یا شما را به نابودی بکشاند.در ارتباطات مردمی مردم ابتدا مسئول دفتر را می بینند وسپس شما را .پس او آیینه ی تمام نمای شماست.اگر مسئول دفتر شما از آنچه که تا به حال خطاب به شما گفته شد یا در پی خواهد آمد برخوردار نباشد،دفتر شما ناسالم ،ناکارآمد ،دشمن پرور و...خواهد شد و در واقع این شمایید که نابود خواهید شد زیرا تمام انگشت اشاره ها به طرف شماست نه او.